سلام
سلام....
سلام به همه دوستای گلم
الانه که دارم وبسایتم رو آپ میکنم، از بس که صدای ترقه زیاد هستش و بطوری هولناکه که شرکت
می لرزه ،
هی ......
چی شد با ما ..؟
چندی پیش سرپرست کوهنوردی ما اس مسی برای من فرستاد
دهقان فداکار پیر شده...
چوپان دروغگو عزیز شده...
شنگول و منگول گرگ شدن...
کوکب خانم حوصله مهمون رو نداره...
روباه و کلاغ دست شون توی یه کاسه هستش ...
حسنک گوسفند هایش رو رها کرده وتو یه شرکت آبدارچی شده ...
راستی چی بر سر ما ایرانی ها اومده...
نوشته اش به طنز بیشتر می خورد تا یک اس مس سنگین و تو فکر برو
چهارشنبه سوری امروزه رو می بینم با چند سال پیش که ما می گرفتیم زمین تا اسمون فرق می کنه
خدایی چی بر سر مون اومده..؟
ما که شروع می کردیم خونواده هامون و همسایه ها با ما از رو آتیش می پریدن و و آروزی سال خوب رو از خدا طلب می کردند.
بخدا قسم همه دنیا تو چشن نوروز ما موندن ، چشنی پر مهر اطوفت ، پرشادی و خنده
اونی که نداره ،
داره یه طورایی خودشو با او بالا بالایی ها بی تفاوت جلوه می ده
تا خودشو رازی کنه
که اره...!
اینم یه بار تو سال اتفاق می افتده
داداشی زد حال نمی زنه ... فرهنک چهارشنبه سوری داره جا شو به جنگ جهانی چهارم می ده
بگذریم...
می خواهم یه عیدی به همه دوستای وبلاگ نویسم بدم و خوانندگان وبلاگم
برای همه شما عزیزان سال پر برکتی رو از خدای منان آرزومندم
سودای شگفتن با تو
نم نم آید به هراس
و من و ابر رسیده از راه
به تمنای بهاری که ببارد
در جان
زمزمه ات کردم باز
درود...
درود...
تو را این دوباره زیستن درود
دورترین رویا هاتان ،
نزدیکترین آرزوی ماست .
داداشی

